كاري كنيد كه يادتان نرود


شايد باورش سخت باشد، روزي برسد كه ديگر قادر نباشيم عزيزترين كسانمان؛ يعني همسر و فرزندانمان را به خاطر بياوريم يا ديگر نتوانيم به ياد بياوريم كه محل زندگي‌مان، پس از سال‌ها سكونت كجاست؟ واقعيت آن است، برخي از ما كه شايد تعدادمان نيز كم نباشد، به عنوان سالخوردگان فرداي جامعه، بسياري از خاطرات امروز را كاملا از خاطر خواهيم برد.

فراموشي و در مراحل حادتر آن آلزايمر، بيماري تلخ و ناتوان‌كننده‌اي است كه نامگذاري يك روز جهاني به نام آن (31شهريور مصادف است با روز جهاني آلزايمر)، گرچه اهميت زيادي در پيشگيري از عوامل مستعد‌كننده ابتلا به اين بيماري دارد، ولي در مقايسه با رخدادي كه زندگي يك سالمند را كاملا فلج مي‌كند، كافي به نظر نمي‌رسد.

زماني دانستن از بيماري فراموشي براي پيشگيري و كنترل آن كفايت مي‌كند كه همه افراد بدانند با افزايش سن، بخشي از توانايي‌هاي ذهني و جسمي افراد كاهش مي‌يابد و مغز نيز مانند ساير اعضاي بدن دچار فرسودگي و كم‌تواني مي‌شود، اما آگاهي از عوامل موثر در بروز آلزايمر و نشانه‌هاي اوليه كاهش توانايي‌هاي مغزي و انجام سريع اقدامات مراقبتي مي‌تواند باعث شود كه بسياري از سالخوردگان، آلزايمر را تجربه نكنند.

گرچه آلزايمر درمان قطعي ندارد، اما از راه‌هاي زيادي قابل كنترل است، يعني جدا از عامل وراثت كه تا حدي در بروز اين بيماري موثر است، داشتن تغذيه سالم سرشار از آنتي‌اكسيدان، ماهي و غذاهاي كم‌چرب، انجام فعاليت‌هاي ذهني، دوري جستن از انزوا و داشتن نوعي فعاليت اجتماعي در سنين ميانسالي، كاهش استرس و فشارهاي روحي ـ رواني، جلوگيري از وارد شدن ضربه به سر و نيز مواجه نشدن با آلاينده‌ها مي‌تواند در پيشگيري از آلزايمر موثر باشد. پس يادمان باشد هر سالخورده‌اي لزوما به آلزايمر مبتلا نمي‌شود و زوال عقل، اتفاقي نيست تا فردي را كه مسير جواني، ميانسالي و پيري‌اش بر مبناي الگوهاي زندگي سالم شكل گرفته باشد، گرفتار كند.

10 آبشار غيرقابل تصور


حلقه رنگين‌كمان ايجاد شده بالاي آبشار‌ها يادآور تابلوهاي نقاشي است، اما هرگز حس ديدن اين آبشارها از نزديك قابل مقايسه با احساس لطيف آن تابلوها نيست.

اين رنگين‌كمان‌ها از دور همانند نقشه گنجي است كه علاقه‌مندان و ماجراجويان را به سمت گنجي بزرگ راهنمايي مي‌كند؛ هرچه اين حلقه‌ها بزرگ‌تر باشد بيانگر عظمت آبشار آنهاست.

حالا اگر علاقه‌مند به بازديد از آبشار‌هاي زيباي جهان و البته حيرت‌انگيز‌ترين آنها هستيد بار سفر ببنديد تا همراه چمدان به 10 آبشار غيرقابل تصور در گوشه و كنار جهان سري بزنيم.

هرچند نامي از آبشارهاي ايران در اين فهرست نيست، اما اميد است كه با معرفي دقيق و به‌جاي اين جاذبه‌هاي طبيعي در ايران در آينده شاهد درخشش نام اين آبشارها بويژه در استان لرستان باشيم.

آبشار ويكتوريا

اين آبشار بسيار زيبا كه حد فاصل مرز كشورهاي زيمبابوه و زامبيا واقع شده يكي از زيبا‌ترين آبشار‌هاي جهان و البته اولين رتبه فهرست 10 تايي ماست كه هر ساله دليل اصلي بازديد بسياري از گردشگران به اين منطقه از كره خاكي است. آبشار ويكتوريا در گويش محلي مردم زيمبابوه به موسي اوآ تونيا معروف است.

اين آبشار بسيار زيبا و جالب حدود دو كيلومتر عرض و 180 متر ارتفاع داشته و شايد از آن به عنوان عريض‌ترين آبشار جهان بتوان نام برد.

هرچند نزديك شدن بيش از حد به اين آبشار طبيعي كمي خطرناك باشد، اما هستند افرادي كه براي درك واقعي اين زيبايي تا فاصله چند متري آن پيش رفته‌اند.

اين آبشار خارق‌العاده در سال 1855 ميلادي توسط ماجراجويي به نام ديويد ليوينگستون كشف و به نام ملكه ويكتوريا نامگذاري شده است.

در فصول پرآب سال حدود 19 ميليون فوت مكعب آب از اين آبشار مي‌گذرد و همانند فوراه حجم زيادي آب را به آسمان پرتاب مي‌كند كه مي‌توان از فاصله 30 كيلومتري ابر بزرگ حاصل از اين فوران را مشاهده كرد.

نياگارا

دومين نام مشهور در فهرست 10 تايي ما نامي آشنا براي تمام ساكنان دهكده جهاني و البته آمريكاست و هرچند ساكنان قاره آمريكا و البته مردم مناطق اونتاريو و نيويورك اعتقاد دارند كه نياگارا يا آبشار خانگي آنها بزرگ‌ترين آبشار جهان است، اما اين آبشار براي آنها بزرگ‌ترين نعمت خدادادي است كه علاوه بر تامين آب و برق منطقه هر ساله تعداد زيادي گردشگر را به‌سمت خود مي‌كشاند تا اقتصاد گردشگري اين شهرها هميشه از رونق خوبي برخوردار باشد.

هرروز صبح تا هنگام غروب آفتاب قايق‌هاي تفريحي زيادي صدها گردشگر را به نزديكي اين آبشار مي‌برد و هزاران قطعه عكس از آن گرفته و در نهايت در سراسر دنيا منتشر مي‌شود. گرچه اين آبشار بزرگ‌ترين نيست، اما توانسته نقش بسيار مهمي در اقتصاد منطقه ايفا كند.

نياگارا كه يكي از آبشارهاي نعل اسبي بسيار معروف در جهان است درست به همين دليل توانسته دومين رتبه فهرست ما را به خود اختصاص دهد. اين آبشار در فصل پرآب خود تقريبا شش ميليون فوت مكعب آب را از خود عبور مي‌دهد. البته اشتباه نكنيد؛ فقط در يك دقيقه، بله دست خوانديد يك دقيقه!

آنجل

حالا كه صحبت از عظمت و بزرگي آبشارها شد، بهتر است بدانيد كه مردم ونزوئلا نيز به آبشار آنجل در كشورشان مي‌بالند. اين آبشار كه از فاصله يكهزار متري به سمت پايين سرازير مي‌شود، واقعا يكي از عجايب خلقت در اين كره خاكي است.

آنجل يكي از مرتفع‌ترين آبشارهاي جهان است و به عنوان سومين آبشار بزرگ جهان انتخاب شده است.

مردم محلي ونزوئلا به اين آبشار كرپاكوپاي مرو مي‌گويند.

اين آبشار مرتفع تك‌شاخه جهان سال 1937 ميلادي كشف شد و از آن تاريخ تاكنون به عنوان مقصد بسياري از محققان و البته گردشگران سراسر جهان بوده است.

كايتئور

در كشور گويان نيز يكي ديگر از آبشارهاي عجيب بزرگ جهان روي رودخانه پوتارو به نام كايتئور وجود دارد. اين آبشار حدود 226 متر ارتفاع و حدود 130 متر عرض دارد.

كايتئور كه بين جنگل‌هاي پوشيده شده از درختان واقع شده همانند نگيني در ميان اين فضاي سبز خودنمايي مي‌كند و همين پوشش گياهي باعث شده تا مدت‌ها وجود آن از ديد ماجراجويان و البته محققان دور بماند.

درباره وجه تسميه نام اين آبشار افسانه‌اي بين بوميان منطقه رواج دارد كه مي‌گويد سال‌ها پيش رييس يكي از قبايل معروف كشور به نام كاي براي حفظ جان مردم قبيله در برابر قبيله‌اي متجاوز فداكاري كرده بود، بنابراين نام كاي در كنار تئور (Teur)‌ كه به معني سقوط است در كنار هم نام كايتئور را به وجود آورد تا پس از سال‌ها نام اين آبشار زيبا به نام اين قهرمان بومي باشد.

گوكتا

گوكتا كه تا سال 2005 ميلادي وجودش توسط مردم بومي منطقه چاچاپويا در كشور پرو از دنياي خارج مخفي نگه داشته شده بود، پنجمين آبشار شگفت‌انگيز و زيبا در فهرست 10 تايي ماست.

اين آبشار كه در كشور سرسبز پرو واقع شده از جاري شدن آب رودخانه شاراواسي و سقوط آب از فاصله 253 متري به داخل دره منظره‌اي غيرقابل باور را براي بازديدكنندگان به وجود مي‌آورد.

استفان زيمندورف همراه با يك گروه محقق از كشور پرو توانست ارتفاع اين آبشار را از نقطه شروع و ريزش در داخل درياچه حدود 2531 فوت (حدود يكصد متر) اندازه‌گيري كند.

كشف اين آبشار باعث شد تا دهكده‌اي بسيار باستاني به نام چاچاپويا كه مربوط به سال‌هاي 800 تا 1400 ميلادي بود نيز در دره آن كشف شود.

كارشناسان و باستان‌شناسان متوجه شدند كه اين دهكده از دوران باستان به طرز غيرقابل باوري دست نخورده باقي مانده و علت آن را عقيده ساكنان محلي در طلسم شدن آن منطقه مي‌دانند.

يوسميته

به طور كلي قاره آمريكا و بويژه ايالات متحده يكي از سرزمين‌هايي است كه تعداد زيادي آبشار را در خود جاي داده است.

يكي ديگر از آبشارهاي معروف اين قاره كه يوسميته نام دارد با ارتفاعي حدود 2390 فوت (حدود 90 متر)‌ در فهرست ما توانسته رتبه ششم را به خود اختصاص داد.

يوسميته كه در پارك ملي يوسميته در ايالت كاليفرنيا قرار دارد اصلي‌ترين جاذبه گردشگري طبيعي براي ماجراجويان و علاقه‌مندان در اين منطقه است.

 

الگوازو

هفتمين آبشار غيرقابل تصور فهرست 10 تايي ما آبشاري به نام الگوازو بين كشورهاي زيبا و سرسبز برزيل و آرژانتين واقع شده كه ديدن آن به همه ماجراجويان و طبيعت‌دوستان توصيه مي‌شود.

دهانه باورنكردني اين آبشار نزديك به سه كيلومتر عرض داشته و به صورت 275 رشته آب از ارتفاع 269 فوتي به داخل رودخانه الگواكو سرازير مي‌شود.

طبق تحقيقات به عمل آمده توسط دانشمندان در هر ثانيه حدود 1.3 ميليون ليتر آب از اين آبشار سرازير مي‌شود.

پس مي‌توانيد تصور كنيد كه چه صداي زيبايي را خواهيد شنيد وقتي نزديك اين آبشار چادر زده باشيد كه واقعا قابل وصف نيست.

اگرچه به دليل حجم انبوه آب سرازير شده و همچنين منطقه آبشار شايد نتوان زياد به آن نزديك شد، اما عظمت و شكوه آن حتي از كيلومترها دورتر نيز قابل تشخيص است.

الگوازو نامي برگرفته از لغات گواراني و توپي به معناي آب انبوه يا آب عظيم است. گرچه اين نام از افسانه‌هاي كهن برگرفته شده و حاكي از عشقي بي‌پايان بين دو فرد است، اما در واقعيت نيز نگريستن به اين آبشار انسان را مسحور تماشاي خود مي‌كند و همين زيبايي خيره‌كننده باعث شده به فهرست عجيب‌ترين‌هاي ما راه پيدا كند.

ساوترلند

اما هشتمين آبشار زيبا و شگفت‌انگيز در سرزميني عجيب و بسيار جذاب براي گردشگران و البته ماجراجويان طبيعي قرار دارد.

آبشار ساوترلند در نيوزيلند آبشاري سه مرحله‌اي است كه از ارتفاع 1904 فوتي به پايين مي‌ريزد و منظره‌اي بسيار جذاب و ديدني را براي طبيعت‌گردان و علاقه‌مندان به چادر زدن كنار اين گونه آبشارها پديد آورده است.

آبشار ساوترلند كه به نام كاشف خود يعني دونالد ساوترلند نامگذاري شده زماني كشف شد كه او به دنبال راهي براي دسترسي به درياچه واكاتيپو (Wakatipu)‌ در نيوزيلند امروزي بود.

سه‌مرحله‌اي بودن و آب‌بندهاي طبيعي ايجاد شده در هريك از مرحله‌ها باعث شده كه شكلي عجيب و جذاب به آن بدهد و در فهرست ما جايي براي خود دست و پا كند.

اوزود

نهمين نام از فهرست 10 آبشار عجيب ما در سرزميني گرم و كويري واقع شده و مربوط به كشور مراكش يا همان سرزمين عطر و رنگ است.

آبشار اوزود با ارتفاعي حدود 110 متر همان طور كه از تصويرش پيداست اين پرسش را در ذهن هر ماجراجويي ايجاد مي‌كند كه چه كسي قدرت به‌وجود آوردن اين همه زيبايي را در دل سرزميني خشك و گرم داشته است؟ اين آبشار زيبا علاوه بر سيراب كردن زمين‌هاي اطرافش هر ساله توانسته تعداد زيادي از علاقه‌مندان به طبيعت را از ديگر نقاط جهان به مراكش بكشاند و براي حداقل يكي دو روز كنار خود نگه دارد.

براون

آخرين رتبه از فهرست ده تايي ما مربوط به آبشاري از سرزمين نيوزيلند است و گرچه نامش در فهرست بلندترين آبشارهاي جهان ثبت شده، اما در فهرست عجيب‌ترين‌هاي ما نيز نامش به‌چشم مي‌خورد.

آبشار براون از ارتفاع 836 متري به داخل دره سرازير شده و عنوان بلندترين آبشار تك‌رشته‌اي جهان را به خود اختصاص داده، اما نكته جالب توجه آن كه باعث شده در فهرست عجيب‌ترين‌هاي ما نيز قرار گيرد درياچه‌اي طبيعي به همين نام قبل از اين آبشار است كه واقعا تصويري شگفت‌انگيز و رويايي را به هر بيننده‌اي ارائه خواهد داد.

هرچند شدت جريان آب ايجاد شده باعث خطرناك بودن اين درياچه در ارتفاع 800 متري شده، اما هر ساله تعداد زيادي گردشگر و ماجراجو به پارك ملي فيوردلند در جنوب نيوزيلند سفر مي‌كنند تا چند عكس يادگاري و كوله‌باري از خاطرات را با خود به خانه ببرند.(جام جم - ضميمه چمدان)

اين بي نظيرها ...










































آقازاده‌ای که پیکرش 9 ماه بعد از شهادتش برگشت + تصاویر

به یاد فرزند شهید دبیرکل حزب‌الله؛
دبیر کل حزب الله لبنان و همسرش با صراحت اعلام کردند که جسد فرزندشان هیچ تفاوتی با سایر اجساد شهدا که در اسارت اشغالگران بود ندارد و همراه آنان بازخواهد گشت.
شنبه شب مورخ 27 ژوئن سال 1998، سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان در دفتر كارش، منتظر ورود كاروان پيكرهاي شهداي لبناني بود كه در پي مذاكرات غيرمستقيم و موفقيت آميز ميان حزب‌الله و اسرائيل، به ميهن باز مي‌گشتند. پيكرها كفن پوش و در پرچم سرخ رنگ لبنان پيچيده شده بودند.
آقاي دبيركل چهره آرام رهبر چهل ساله‌اي را داشت كه ظاهري ساده و آراسته و محاسن سياه و انبوهش كه مرزي بين عمامه سياه و محاسن او ديده نمي‌شد، چشم همگان را خيره مي‌كرد.
او منتظر رسيدن پيكر فرزند خود، سيد هادي بود كه يك سال قبل در نبرد با صهيونيست‌ها در منطقه اشغالي «سجد» در نوار امنيتي جنوب لبنان به شهادت رسيده بود.

درك احساس سيد حسن نصرالله درباره بازگشت پيكر فرزندش چندان دشوار نبود، اما سخن درباره تحصيلات، نوجواني، همسالان، داوطلب شدن سيد هادي براي حضور در ميدان رزم، آخرين ملاقات او با پدر و واكنش مادر دادغديده، بسيار دشوار بود.
در ميان سخنان سيد حسن، اين نكته توجه همه را جلب كرد. او گفت كه خبر شهادت فرزندش سيد هادي و سه نفر از همرزمان او را روز جمعه‌اي به او اطلاع دادند كه فرداي آن روز قرار بود مراسم پرشوري با حضور توده مردم به منظور همبستگي با مقاومت برگزار شود.
سيد حسن نصرالله گفته بود: «سعي كردم با لغو مجلس عزاداري، برنامه مراسم را تغيير دهم تا برخي از افراد تصور نكنند كه به خاطر هادي و همرزمان او ترتيب داده شده است. اين شيوه مناسبي براي استقبال از پيكرهاي شهدا نيست. بر شهيد نبايد گريست. شهيد الگو و اسوه و مايه عزت و سربلندي امت است. طبق برنامه قرار بود كه بعد از مراسم عزاداري سخنراني كنم. هنگامي كه پشت تريبون قرار گرفتم با ده‌ها دوربين تلويزيوني با نورافكن‌هاي قوي روبرو شدم. گرما فوق‌العاده طاقت فرسا بود. به ويژه اين كه نورافكن‌ها حرارت زيادي توليد مي‌كردند و به چشم انسان آسيب مي‌رساندند مخصوصا براي كساني مثل من كه از عينك استفاده مي‌كنند، خيلي دشوار است.

سخنراني را مثل هميشه شروع كردم و لحظاتي بعد احساس كردم چيزي را نمي‌بينم. از شدت گرما، عرق از سر و صورتم سرازير شده و شيشه‌هاي عينكم را پوشانده بود. خواستم دستم را دراز كنم و از روي ميز تريبون دستمال كاغذي بردارم و عرق روي چشم و صورتم و دست كم شيشه‌هاي عينكم را تميز كنم. اما در يك لحظه به فكرم رسيد كه برخي از دوربين‌هاي تلويزيوني ممكن است برنامه توليدي خود را به اسرائيل بفروشند و همه گمان كنند كه من براي فرزندم گريه و اشك‌هايم را پاك مي‌كنم، بنابراين ترجيح دادم صورتم خيس بماند، ولي به دست دشمن بهانه ندهم كه بگويد پدر داغديده، پشت تريبون ايستاده بود و براي جوان ارشد خود گريه مي‌كرد و در عين حال ديگران را به شهادت در راه خدا فرا مي‌خواند. من يكي از خانواده‌هاي شهدا بيش نيستم».
 

اما ماجرا از این قرار بود که:
روز دوازدهم سپتامبر سال 1997 سه تن از رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان در حمله به یکی از مواضع ارتش صهیونیستی در نزدیکی پایگاه صهیونیست‌ها در محور «سجد» در «جبل الرفیع» در منطقه اشغالی «اقلیم التفاح» در جنوب لبنان به شهادت رسیده و پیکر آنان به دست اشغالگران افتاد.
تلویزیون رژیم صهیونیستی بدون اطلاع از هویت این سه نفر، تصویر اجساد  آنان را به نمایش گذاشت. مدت زیادی نگذشت که مشخص شد که یکی از این سه تن، سید هادی، فرزند سید حسن نصر‌الله، دبیر کل حزب‌الله است.

سران تل آویو تصور می کردند که به فاصله کمی از شکست مفتضحانه در عملیات انصاریه، به پیروزی بزرگی رسیده اند و با در دست داشتن این غنیمت بی نظیر، خواهند توانست باج کلانی از دشمن سرسخت خود دریافت کنند. دشمنی که تا آن زمان بارها تل آویو را وادار کرده بود به خاطر تحویل گرفتن اجساد چند سرباز عادی، بهایی سنگین بپردازد. اما خیلی سریع معلوم شد که چنین آرزویی دست نیافتنی است.

دبیر کل حزب الله لبنان و همسرش با صراحت اعلام کردند که جسد فرزندشان هیچ تفاوتی با سایر اجساد شهدا که در اسارت اشغالگران بود ندارد و همراه آنان بازخواهد گشت.
سرانجام 9 ماه بعد، در 27 ژوئن 1998، به دنبال عملیات تبادل بقایای اجساد اشغالگران به درک واصل شده در عملیات موسوم به «انصاریه» با پیکر 40 شهید مقاومت اسلامی لبنان، پیکر پاک سید هادی نصرالله به لبنان بازگشت.
 
 
تصویر شهید سید هادی نصرالله وقتی بر روی یکی از ساختمانهای اتوبان شیخ فضل‌الله تهران بود

تصویر زیر پیکر سردار شهید سید هادی نصرالله است که در نبرد رودر رو با اشغالگران صهیونیست  درمنطقه "جبل الرفیع" به همراه دو همرزم دیگرش ("علی کوثرانی" و "هیثم مغنیه") شربت شهادت نوشید و پیکر پاکش به دست صهیونیست افتاد.
این عکس از روی فیلمی که کانال سراسری رژیم صهیونیستی پخش کرده گرفته شده است.

 ترجیح دادیم بر خلاف خیلی ها که این روزها یاد ۱۱ سپتامبر و تبعات آن می کنند، از ۱۲ سپتامبر و تبعات آن یاد کنیم.
هیچ توضیح دیگری در باره این عکس نیست مگر این چند بیت: 

ای یکه سوار شرف! ای مرد تر از مرد!

بالایی من! روح تو در خاک چه می کرد؟

دیروز یکی بودیم با هم ولی امروز

تو نورتر از نوری و من گردتر از گرد

پشت پرده فیلم موهن آمریکا و صهیونیست‏ها علیه اسلام و پیامبراعظم (ص)+محتوای فیلم

دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش می‏کند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا می‏توان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت 5 میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟
به گزارش مشرق؛ در حالی که پخش فیلمی موهن موجب خشم مسلمانان، به ویژه در لیبی و مصر و حمله به سفارت آمریکا در این کشورها شده، محتوای این فیلم چیست؟
 
فیلم مذکور از سوی تری جونز، کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا، منتشر شده که اعلام کرده‌ است انتشار این فیلم  به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر صورت گرفته است.
 
در این فیلم دوساعته، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده‌ است که گناهان بسیاری مرتکب می‌شود.
  «سَم باسیل»، نویسنده و کارگردان این فیلم، که «برائت از مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد.
 
سم باسیل که هم‌اینک در مخفیگاه به‌ سر می‌برد به «وال‌ استریت جورنال» گفته‌ است که «بیش از ۱۰۰ یهودی با اعطای ۵ میلیون دلار» در تأمین مالی این فیلم کمک کرده‌اند و این فیلم با شرکت ۶۰ هنرپیشه و ۴۵ نفر پشت صحنه در سه ماه ساخته شده‌ است.
 
به گفته «سم باسیل»، این فیلم تاکنون تنها یک بار اکران شده که اوایل سال جاری در سالنی تقریباً خالی در هالیوود بوده است.
 
تری جونز، کشیش کلیسای گِینزویل فلوریدا، که شبکه خبری سی‌ان‌ان در وب‌سایت خود او را کشیشی «جویای نام» توصیف می‌کند پیشتر در اردیبهشت‌ماه امسال قرآن را آتش زده بود.
 
تری جونز روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ نیز یک نسخه از قرآن را در کلیسای خود به آتش کشید که این اقدام تظاهرات گسترده‌ای را در افغانستان به دنبال داشت که طی آن ده‌ها تن کشته و زخمی شدند.
 
 این فیلم موهن که با دو نام "برائت از مسلمانان" و "زندگی محمد[ص] رسول اسلام"معرفی شده یک فیلم یک فیلم آماتوری به کارگردانی «سام باسیل» است و حاوی صحنه‌ها و توهین‌هایی به پیامبر اکرم(ص) است که زبان از بیان آنها شرم می‌کند.
 
این فیلم پیش از این تنها یک بار در سالنی در هالیوود به شکل خصوصی نمایش داده شد و قرار بود در سالگرد حادثه 11 سپتامبر در کلیسای تری جونز (کشیش سفیه) به نمایش درآید؛ اما این نمایش لغو شد.
 این کشیش طبق اعلام قبلی، حرکت موهن دیگری به نام «محاکمه مردمی محمد[ص]» برگزار کرد و به زعم خود آن حضرت را محاکمه نمود. قرار بود این فیلم در کنار این محاکمه نمایش داده شود.
 اما علیرغم لغو پخش رسمی فیلم موهن، بخش‌هایی از این فیلم در فضای مجازی منتشر گردید و چون این کار از سوی قبطیان مهاجر مصری انجام شد، نخستین واکنش‌ها از مصر علیه این اقدام برخاست و سپس به لیبی، یمن و دیگر کشورها کشیده شد.
 شخصیت‏های مسلمان، مسیحی، قبطی و نیز کاخ سفید ساخت این فیلم را محکوم کردند؛ اما مسلمانان خشمگین در مصر و لیبی، با حمله به نمایندگی های سیاسی آمریکا در "قاهره" و "بنغازی"، سفیر آمریکا در لیبی را کشتند.
 
 دولت آمریکا که اینک با خشم مسلمانان بیدارشده مواجه شده است تلاش می‏کند خود را از این اقدام موهن بری کند؛ اما آیا می‏توان باور کرد که ساخت فیلمی با سرمایه هنگفت 5 میلیون دلاری و نیز اقدامات مستمر کشیش دیوانه بدون اطلاع و رضایت مقامات کاخ سفید انجام شده باشد؟

 زمان این فیلم 2 ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن (به زبان انگلیسی و نیز با دوبله به زبان مصری محلی) بر روی شبکه ویدئویی "یوتیوب" منتشر گردیده است.


 مشخصات فیلم

 نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد رسول اسلام)
 سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile
 محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا
 زمان: 120 دقیقه
 حامیان مادی: صهیونیست‏ها.
 حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآن‏سوز آمریکایی.

 داستان فیلم

 این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.
 فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام را به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.



 
 گذشته از صحنه‏ های سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجه‏ گر معرفی کرده است و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود. در واقع، در این فیلم بسیاری از جنایت‏هایی که نظامیان آمریکایی، اسرائیلی و غربی در سال‏های اخیر در حق مردم فلسطین، عراق و افغانستان انجام داده و در "گوانتانامو" و "ابوغریب" مرتکب شده اند را بی‏شرمانه به اسلام و مسلمانان نسبت می‏دهد.

در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی کند.

 روزنامه وال استریت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فیلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سیاسی و نه مذهبی است و در آن از اسلام به عنوان سرطان یاد شده است.

 آشنایی با کارگردان

 سام باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدیر شرکت‏های ساخمانی است که در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کند . علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین 52 تا 56 سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست).
 باسیل از روز سه شنبه (۱۱ سپتامبر 2012 ـ ۲۱ شهریور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.

 وی به روزنامه " وال استریت ژورنال" گفت: "برای این فیلم 5 میلیون دلار از یکصد صهیونیست اعانه جمع آوری شده است. این فیلم با استفاده از 59 بازیگر و تیمی 45 نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در کالیفرنیا تولید شد".
 با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنه‏ ها بسیار آماتوری و پیش پا افتاده است.

اما پس از ابراز انزجار مسلمانان جهان رسانه های غربی سعی می کنند هویت واقعی سازنده فیلم را مخفی کنند.
دویچه وله در گزارشی ادعا کرد: یک فعال مسیحی‌مذهب که به گفته‌ی خود در جریان تهیه فیلم همکاری داشته، اما می‌گوید که "بسیل" نام مستعار است و فرد مورد نظر نه یهودی‌مذهب است و نه اسرائیلی. به گفته‌ی استیو کلین، گروهی از شهروندان ایالات متحده که در خاورمیانه متولد شده‌اند، فیلم را تهیه کرده‌اند.

دویچه وله مدعی شد: بنا بر اعلام منابع اسرائیلی نیز شخصی با نام "بسیل" در فهرست شهروندان این کشور ثبت نشده است. استیو کلین از هویت واقعی کارگردان اظهار بی‌اطلاعی کرده است.


 آشنایی با حامیان فیلم

 گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیت‏های قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند "حکومت قبطی در تبعید" را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موریس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبیل بسادة» دبیرکل و «مهندس إیلیا باسیلی» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند.
 اما رهبران قبطی مقیم مصر، با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند.

 «تری جونز» : کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود 20 و حداکثر ۵۰ نفر حاضر می‏شوند.

وی از 11 سپتامبر سال 2001 تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر "گینسویل" حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائله ‏های رسانه‏ ای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ این کار موهن را انجام داد.




عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد؛ و فقط در "مزار شریف" افغانستان دست کم ۱۲ نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند.

تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی "واتیکان" روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کرده‏ اند. رهبران دینی شهر دیربورن نیز با موضع‌گیری در برابر این تصمیم ضددینی تری جونز اعلام کرده بودند که مقابل مرکز اسلامی دیربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام کنند مخالف اهانت به احساسات اقلیت‌های مسلمان هستند.

 وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک "محاکمه مردمی پیامبر(ص)" را به راه انداخت.

سوء استفاده کارگردان از عوامل فیلم؟

 در همین حال یک بازیگر زن که در این فیلم ایفای نقش کرده است ادعا کرد که عوامل فیلم از آنچه سازنده آن دنبال می‌کرده است، مطلع نبوده‌اند. وی می‌گوید که به وی گفته نشده بود که این فیلم در نهایت به کجا خواهد انجامید؛ بلکه در زمان فیلمبرداری، فیلم مزبور «جنگجویان صحرا» نام داشته و زمان آن نیز مربوط به هزاران سال پیش از ولادت پیامبر اسلام(ص) بوده است.
 
این بازیگر که «سیندی لی گارسیا» نام دارد، تصریح کرد: «قرار نبود این فیلم هیچ کاری به مذهب داشته باشد، بلکه قرار بود نشان دهد که در گذشته شرایط در مصر چگونه بوده است؟ در این فیلم در رابطه با [حضرت] محمد(ص) و یا مسلمانان چیزی نبود.»

  یکی دیگر از اعضای گروه سازنده فیلم موهن هم که به دلایل امنیتی خواست تا نامی از وی برده نشود، روز چهارشنبه در پیامی به شبکه خبری سی‌ان‌ان ابراز داشت: «تمام عوامل فیلم بشدت ناراحت هستند و احساس می‌کنند تهیه‌کننده فیلم از آنها سوءاستفاده کرده است. ما از این فیلم حمایت نمی‌کنیم و درباره مقصود و منظور آن دچار گمراهی شدیم. ما از بازنویسی‌های کامل فیلمنامه و دروغ‌هایی که به عوامل فیلم گفته شد، شوکه شده‌ایم.»    

  همچنین بیانیه‌ای از سوی عوامل فیلم منتشر و در آن اعلام شده است که نام پیامبر اسلام(ص) و هرچه که مربوط به اسلام است، پس از پایان مراحل فیلمبرداری به فیلم مزبور اضافه شده است. همچنین دیالوگ‌های اهانت‌امیز فیلم مزبور در زمان فیلم‌برداری ضبط نشده‌اند بلکه آن نیز بعداً به‌وسیله دوبله تغییر داده شده و جایگزین دیالوگ‌های اصلی شده‌اند.
این بیانیه تأکید کرده است که سام باسیل کارگردان فیلم از عوامل سازنده آن سوءاستفاده کرده است.

تصاویر: برج تجارت جهانی 11 سال پس از حمله

امروز یازدهمین سالگرد حادثه یازده سپتامبر است. حادثه ای که هنوز به علامت سوال بزرگی برای افکار عمومی جهان تبدیل شده است. یازده سال پس از فرو ریختن برج های دو قلوی تجارت جهانی در نیویورک برج جدیدی در کنار بنای یادبود جانباختگان یازده سپتامبر سر برافراشته است. گزارش تصویری زیر نگاهی دارد به مراحل ساخت این ساختمان جدید در قلب نیویورک


معرفی ۱۰ بنای زیبای جهان


اگر قصد جهانگردی به سرتان زده و پول درست و حسابی دارید حتما از این ساختمان‌ها نیز بازدید نموده و وصفش را برایمان کامنت کنید!
زومیت: آیا می‌دانید زیباترین ساختمان‌های جهان کدامند؟ در بین این همه عجایب معماری که نشانگر توانایی مهندسان و هنرمندی ذهن بی‌کران بشر است سعی کرده‌ایم چند تایی از برترین بناهای دنیا را گردآوری کنیم. پس اگر قصد جهانگردی به سرتان زده و پول درست و حسابی دارید حتما از این ساختمان‌ها نیز بازدید نموده و وصفش را برایمان کامنت کنید!

در همین ابتدا تکلیف خودمان و شما را روشن کنیم، این فهرست چیزی شبیه 10 ساختمان برتر دنیا یا مقالات مشابه نیست! مگرنه چه بسیار است از این دست فهرست‌های چندتایی که می‌توان آن را با سازه‌ها، خانه‌ها، آسمان خراش‌ها و سالن‌های تئاتر پر کرد.

 شاید برخی بگویند چرا ساختمان‌هایی چون برج میلاد(!)، ساختمان اپرای سیدنی، برج کرایسلر و غیره در این فهرست نیامده است، خواهش می‌کنیم در نظر داشته باشید که این اولین مقاله از این سری مطالب درباره سازه‌هایی با معماری چشمگیر و قابل توجه است و به همین یک مورد نیز ختم نخواهد شد.

موزه گوگنهایم، اسپانیا



برخی منتقدین شاید معتقد باشند که موزه گوگنهایم از آثار فرانک گری که در شمال اسپانیا و در شهر بیلبائو ساخته شده است و از سال 1997 به روی عموم باز است، بیشتر شبیه یک قوطی بازکن فلزی است! اما صبر کنید، این سازه یکی از تاثیرگذارترین و چشمگیرترین ساختمان‌ها با معماری مدرن در دنیاست. این بنا که دارای قطعاتی از جنس تیتانیوم و مجموعه‌ای از بلوک‌های به هم وصل شده است، توانسته با حال و هوای صنعتی شهر بیلبائو هماهنگ شده و از طرف دیگر شباهت زیادی به موزه گوگنهایم نیویورک دارد که به هنر مدرن اختصاص یافته و در آن می‌توانید آثار زیبایی از هنرمندان معاصر را بیابید؛ همچنین این بنای چند طبقه از هیچ پله‌ای استفاده نشده و ارتباط بین طبقات از طریق راهروی مارپیچی امکان پذیر است.



قصر پوتالا، تبت


بر بلندی شهر لهاسا که پیش‌تر مقر دولتمردان تبتی و اقامتگاه زمستانه دالای لاما بوده است. ساختمان عظیم 13 طبقه‌ی قصر پوتالا به چشم می‌خورد، این بنا که به سبک معابد سنتی بودائیان ساخته شده دارای صدها اتاق است. نقل است که در قرن هفتم میلادی بیش از هفت هزار کارگر در ساخت این قصر مشارکت داشته‌اند. این ساختمان که هم‌اکنون یکی از موزه‌های دولتی چین به حساب می‌آید در فهرست میراث یونسکو نیز به ثبت جهانی رسیده است.



کتابخانه اسکندریه، مصر



اهرام ثلاثه جیزه، نمادی از گذشته و کتابخانه اسکندریه نشانی از مصر نوین است. این بنا همانند صفحه‌ای است که به صورت زاویه دار کار گذاشته شده باشد. به طور قطع می‌توان این کتابخانه را که ساخت آن در سال 2002 به اتمام رسید یکی از پدیده‌های معماری هزاره به حساب آورد. طرح اصلی این ساختمان از کتابخانه اسکندریه که یکی از مهم‌ترین ساختمان‌های کلاسیک جهان بوده و در قرن سوم پیش از میلاد وجود داشته، اقتباس شده است. زاویه‌دار بودن ساختمان ریشه در این باور دارد که خورشیدی دیگر بر فراز دریای مدیترانه به درخشش درمی‌آید. جالب است بدانید که فضای داخلی این مجموعه قادر است بیش از هشت میلیون کتاب را در خود جای دهد.



ساگرادا فامیلیا، اسپانیا


به طور قطع این ساختمان یکی از خارق العاده‌ترین کلیساها در جهان است، که ساخت آن به طراحی بنام آنتونیو گادی باز می‌گردد. برج و باروهایی که در این کلیسا وجود دارد به دست‌های هشت پایی می‌ماند که در این ساختمان پنهان شده! شروع ساخت ساگرادا فامیلیا از 1882 میلادی آغاز شده ولی به دلیل ایده‌ی آرمانگرایانه و بلندپروازی‌های طراح آن، روند ساخت و ساز بنا هنوز به پایان نرسیده است! قرار است در پایان کار کل کلیسا شامل سه سردر و 18 برج باشد که بلندترین آن به ارتفاع 170 متر نمادی از حضرت عیسی مسیح (ع) است. علی‌رغم اینکه قرار بود پروژه ساخت تا سال 2026 مقارن با یکصدمین سالگرد مرگ گادی، به درازا بیانجامد، اما به نظر می‌رسد چیز زیادی از ساخت آن باقی نمانده! این سازه یکی از مهم‌ترین نمادهای شهری بارسلونای اسپانیا به حساب می‌آید که سالانه دها هزار گردشگر را به سوی خود جذب می‌کند.



تاج محل، هندوستان



تاج محل یکی از مشهورترین بناهای عاشقانه جهان است که حتی شاعر بلندآوازه هندی تبار، رابیندرانات تاگور آن را به «قطره اشکی بر چهره‌ی ابدیت» یاد کرده است. تاج محل در منطقه آگرای هند و به دستور شاه جهان که از مرگ همسر دلبندش سخت متاثر شده بود، ساخته شد. گفتنی است ممتاز‌محل، همسر شاه در زمان زایمان چهاردهمین شاهزاده در سال 1631 میلادی جان به جان آفرین تسلیم کرد. در ساخت تاج محل از مرمر ناب سفید رنگ استفاده شده که جلوه‌ای خاص به این بنای تاریخی – عاشقانه داده است.



مسجد امام (نقش جهان)، ایران



این مسجد که در کنار یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های دنیا (نقش جهان) قرار گرفته، نماد مشهوری از نصف جهان است. مسجد امام یکی از عجایب معماری جهان به شمار می‌رود که تمام سطح داخلی و خارجی آن با کاشی‌های آبی رنگ زیبای ایرانی پوشیده شده است. مسجد امام که روند ساخت آن از قرن 17 میلادی آغاز شد دارای گنبدی مرکزی به ارتفاع 54 متر و ایوانی به ارتفاع 30 متر است که از نشانه‌های برتر معماری دوره صفویه به حساب می‌آید. این مسجد که با زاویه 45 درجه نسبت به میدان ساخته شده در مسیر قبله مسلمانان و روبروی کعبه است. گفتنی است به جهت کاشی کاری سطح خارجی بنا، در ساعات مختلف روز و با توجه به شدت نور، رنگ ساختمان قدری تفاوت می‌کند که جلوه‌ای خاصی به این سازه می‌بخشد.



قصر زمستانه، روسیه


این ساختمان پسته‌ای رنگ زیبا که در کناره رودخانه نوا در سنت پطرزبورگ واقع شده از آثار فراچسکو بارتولومئو راسترلی است که به عنوان اقامتگاه زمستانه تزار روسیه مورد استفاده قرار می‌گرفت. شکل ظاهری آن به صورت یک بلوک است و تمامی جزئیات طراحی دوره باروک در آن رعایت شده است. حاشیه کناری که در بالای بنا قرار دارد و مجسمه‌هایی که در آن کار شده، بیشتر به این می‌ماند که این افراد قصد شیرجه زدن در رودخانه نوا را دارند! شباهت زیاد آن به معماری اروپایی و حضور آن در قلب روسیه از جذابیت‌های این قصر است.



دژ کردان (قلعة الحصن)، سوریه


این قلعه که در یکی از بلندی‌های سوریه واقع شده با قدمت 800 ساله‌اش توانسته در برابر فرسایش و جفای زمانه طاقت آورده و به اعتقاد تی‌یی لورنس «یکی از زیباترین قلعه‌های جهان» را شکل داده است. این قلعه به سبک و سیاق معماری قرون وسطایی ساخته شده است و دارای بدنه‌ای بیرونی ضخیم است که بنای داخلی را از خارجی تمیز می‌دهد. در داخل آن با شهر کوچکی روبرو می‌شویم که دارای یک کلیسای نقلی، حمام‌ها، سالن‌های بزرگ و سرسرایی به سبک گوتیک است. مهم‌ترین نشانه قدمت این بنا علف‌های هرزی است که در جای جای دیوارها و کف رشد کرده‌اند و نمایی ویژه به آن بخشیده‌اند. شاید این قلعه نیز به یک اصلاح حسابی نیاز داشته باشد!



موزه اسکار نیمییر، برزیل


اسکار نیمیر یکی از طراحان برجسته‌ای است که در شکل گیری برزیلیا، پایتخت برزیل نقش زیادی داشته است. این موزه که در کاریتیبا واقع شده دیدگاه زیبایی شناختی شما را به چالش می‌طلبد. همچون سایر ساختمان‌های مهم، نمای آن به گونه‌ای است که عاشقانه دوستش خواهید داشت یا اینکه به شدت از آن بیزار خواهید شد! این بنا دارای یک گالری اصلی، نمای بالائی زرد رنگ و راهرویی شیب دار در بالای آب نما است. فضای داخلی موزه که به «موزه چشم» معروف است تلفیقی از زیبایی و وسواس طراح را به خوبی نشان می‌دهد.



ایاصوفیه، ترکیه


ایاصوفیه مهم‌ترین نماد شهر استانبول می‌باشد که در قلب این پایتخت دوتکه آسیایی – اروپایی واقع شده است. این مسجد دارای چهار مناره سنگی است که در صده ششم میلادی به عنوان یک کلیسای ارتودوکس ساخته شده و بعدها به مسجد بدل گشت، که از 1935 نیز به عنوان موزه از آن استفاده می‌شود. جالب است بدانید این سازه عظیم الجثه تنها در مدت پنج سال ساخته شده و دارای گنبد پرابهت با ارتفاع 56 متر است. از آنجا که پایه‌های این گنبد دارای پنجره‌های متعددی است، از نمای داخل به نظر می‌رسد که گنبد مسجد در بالای ابرهای معلق است!

فهرست شگفت انگیز ممنوع التصویرها!

این فهرست بلندبالا که در همه صفحه های این پرونده می بینید، اسامی آدم هایی است که خواسته و ناخواسته مدتی دیده نشدند، شنیده نشدند و کنج عزلت گزیدند! حالا که مدت ها از آن روزگار می گذرد، راحت تر می شود درباره آن همه شایعه نوشت و از دور بهشان نگاه انداخت

مجله اینترنتی برترین ها






همشهری جوان: این فهرست بلندبالا که در همه صفحه های این پرونده می بینید، اسامی آدم هایی است که خواسته و ناخواسته مدتی دیده نشدند، شنیده نشدند و کنج عزلت گزیدند! حالا که مدت ها از آن روزگار می گذرد، راحت تر می شود درباره آن همه شایعه نوشت و از دور بهشان نگاه انداخت. لازم نیست که اول هر چهره بنویسیم «شایعه»؟ خودتان با همین پیشوند همه بخش ها را بخوانید و یادتان هم باشد که این فهرست کامل نیست و چند چهره ای جا افتاده اند که خب «افتاده اند»!

محمود شهریاری

سرنوشت؛ بازمی گردد

این مجری خوش خنده و پرسپولیسی بعضی وقت ها کنترل زبان سرخش را از دست می دهد و طاقت مسوولان امر را طاق می نماید. شهریاری همیشه متهم به افراط در شادی هم بوده. او در دهه 70 به قول خودش به علت دشمنی برنامه ریزی شده عده ای بدخواه، مدتی را دور از تلویزیون سپری کرد. این روزها هم او را درتلویزیون نمی بینییم.

داستان محرومیت

بار اول به دلیل انتشار فیلمی از حضور وی در مراسم عروسی برادرش مدتی از دیدن چهره خندان شهریاری محروم بودیم. در مورد بار چندم (!) اما گفته می شود سوال خارج از عرف شهریاری از امیر جعفری (در مورد اینکه همسر جعفری شبیه چه میوه ای است) باعث شده تا محمودخان مدتی را به مرخصی و استراحت بگذراند. هر چند خود شهریاری کم تجربگی مدیر فعلی شبکه پنج را علت این خانه نشینی می داند.



محمدرضا شهیدی فرد

سرنوشت؛ بازمی گردد

یک مجری – تهیه کننده آرام، منطقی و معقول که تحولی در برنامه های سیما به وجود آورد. از مردم ایران سلام و بخش های به شدت جذابش تا برنامه چالشی و گفت و گو محور پارک ملت. اما شهیدی فرد هم که نشان داده بود درعین بی حاشیه بودن و هوای همه را داشتن، آدم چندان دستورپذیری نیست، برنامه اش نیمه کاره ماندو با همه وعده و وعیدهای مدیران شبکه، از ادامه کار در تلویزیون باز ماند.

داستان محرومیت

می گویند مصاحبه پرحرارت وی با عماد افروغ و انتقادهای تند و تیز این نماینده سابق مجلس و جامعه شناس و تحلیلگر باعث شد تا پارک ملت به محاق توقف برود. البته از داخل تلویزیون خبر می رسد که او در جلسه مجریان با مدیران تلویزیون حرف هایی زده که به مذاق اساتید خوش نیامده و باید دوران تنبیه را بگذراند!


فرزاد حسنی

سرنوشت؛ نامعلوم

نام او یک جورهایی با حاشیه عجین شده. حسنی طی سال هایی که تبدیل به یک مجری ستاره و جذاب شد، همواره در حال قایم باشک بازی در عرصه صدا و سیما بوده! گاهی او را به رادیو تبعید و گاهی او را از هر دو رسانه دور می کنند و مدتی بعد بازمی گردانند. حسنی مجری توانایی است، هر چند کار کردن با او مانندن خوردن خربزه باشد!

داستان محرومیت

مصاحبه مشهورش در کوله پشتی، حکم مرخصی حسنی را امضا کرد. حسنی نوروز امسال دوباره به تلویزیون برگشت اما اخیرا خبرهای تایید نشده ولی موثقی مبنی بر ممنوع الصدا و سیما (!) بودن او شنیده می شود که حتی شامل برنامه نیمه شبانه «اینجا شب نیست» رادیو جوان هم شده. این بار هیچ توضیح منطقی ای به گوش نرسیده. البته اخیرا با تله تئاتر «پرواز بر فراز تیر برق» در شبکه چهار ظاهر شد.




علی اکبر حسینی

سرنوشت؛ فراموشی

روحانی نام آشنای دهه شصت و سال های ابتدایی دهه 70 که با گفتارهای اخلاق محورش در برنامه محبوب اخلاق در خانواده حسابی مشهور شد، به مجلس چهارم هم راه پیدا کرد ولی بعد از بروز شایعه ها و اتفاقاتی، سال ها از صدا و سیما دور ماند. هرچند چند سال بعد، همچنان با عنوان نماینده مجلس به کار ادامه داد.

داستان محرومیت

کسی درست نمی داند و شاید از آن دست موضوعاتی است که خیلی نمی شود به آن پرداخت. درآن سال ها این شایعه رواج داشت که حسینی بعد از سفری به کشور آلمان و بروز حاشیه ها و مشکلاتی که حین سفر و حتی بعد از بازگشت به منزل برایش اتفاق افتاده، از حضور در تلویزیون دوری گزید.


احسان علیخانی

سرنوشت؛ نامعلوم

به نوعی رقیب فرزاد حسنی است در بودن و نبودن. علیخانی که با برنامه ماه عسل محبوب شده بود، تا به حال سه بار برنامه عزیزدردانه اش را به دیگران سپرده اند؛ بار اول به محسن افشانی (که دوباره برنامه را از نیمه تحویل گرفت)، بار دوم به حسن جوهرچی و امسال هم به علی ضیاء. او بعد از اجرای نوروزی اش در شبکه دو در تلویزیون – ناگهان – دیده نشده است و کار در مقام تهیه کننده هم تکذیب شد. در رمضان هم کلا روزه سکوت گرفت تا فضای ابهام باقی بماند.

داستان محرومیت

به صورت رسمی چیزی اعلام نشده و احتمالا نمی شود ولی بعید نیست که این محرومیت مبهم، بیشتر از مدل های قبلی طول بکشد اما منابع آگاه و غیررسمی سخنان تند و تیزش را علت غیبت وی می دانند؛ آن هم در شب سال تحویل! او به مردم پیشنهاد کرد مایحتاجشان را از کدام محله بخرند.



رضا رشیدپور

سرنوشت؛ فراموشی

مصداق بارز سفر از عرش به فرش. رشیدپور با سری برنامه های گفت و گو محورش با ستاره ها در شب های شبکه تهران به اوج شهرت رسید اما در اوج خداحافظی کرد و با توفیق زودهنگام برنامه مثلث شیشه ای دیگر در تلویزیون دیده نشد. رشیدپور بعد از تلویزیون به رادیو رفت، روزنامه نگاری کرد، مدتی در شبکه استانی اصفهان دیده شد، بعد سراغ شبکه ماهواره ای مجوزدار ایرانیان رفت و گاه گداری هم در سینما حضور دارد.

داستان محرومیت

رشیدپور در مثلث شیشه ای در سال 1389 فقط با تهمینه میلانی حرف زد و مسعود ده نمکی اما همین دو گفت و گو آنقدر حاشیه ساز بود که این برنامه تازه متولد شده در همان شب دوم فتیله اش پایین کشید شد و رشیدپور وارد فهرست پرونده ما شد. اینکه مصاحبه تندش علیه یکی از مسوولان تلویزیون باعث محرومیت شد، حقیقت ندارد.


آزاده نامداری

سرنوشت؛ نامعلوم

مجری محبوبی که از طریق برنامه خانواده (آیتم تازه ها) به شهرت رسید و به تدریج از برنامه خانواده اعلام استقلال کرد و به یکی از ستارگان سینما بدل شد. اما ستاره شدن همانا و خاموش شدن هم همان. نامداری که بدشانسی های سریالی اش حین اجراهای زنده تلویزیونی در فضای اینترنت از پربازدیدترین هاست، از عید تا به حال در تلویزیون دیده نشده است.

داستان محرومیت

شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه او هم در کنار فرزاد حسنی و احسان علیخانی به یک دلیل نامعلوم، محروم شده اند. برنامه «جمع ما» چند ماه زودتر از موعد خداحافظی کرد! اما او غیر از اجرای برنامه تحویل سال شبکه دو (مهمترین برنامه سالانه هر شبکه)، با «خانومی که شما باشید» تا 13 فروردین حضور داشت و بعد ...



جواد یحیوی

سرنوشت؛ فراموشی

یحیوی هم روزگاری در شبکه پنج پادشاهی میکرد و در پی شهرت تلویزیونی به سینما و عرصه اجراهای خصوصی هم سرکی کشید اما همای بخیل سعادت خیلی زود شانه های او را هم ترک کرد تا یحیوی کمی غیرمتعارف تر و تندتر از سایر همکاران جوانترش از صدا و سیما رانده شود، آن هم با دستور مستقیم رئیس وقت سازمان.

داستان محرومیت

آنقدر در سایت ها و مجله ها و محافل نقل شده که دیگر کسی به شایعه بودنش یا تایید نشدنش اهمیتی نمی دهد! شاید متن کوتاه آقای رئیس وقت (نقل به مضمون) در مورد شیوه اجرای یحیوی از همه چیز گویاتر باشد: «ظاهرا افاضات آقای یحیوی تمامی ندارد».



محمد سلوکی

سرنوشت؛ هست!

سلوکی برخلاف سایر دوستان و همتایان ممنوع از کارش، نه زبان تند و تیزی دارد، نه اعتماد به نفس بیش از حدی. اتفاقا سعی می کند خیلی مودب باشد و از زبان فاخری در اجرا بهره بگیرد منتها همین فاخریت (!) بیش از اندازه کار دستش داد و او هم مدتی از تلویزیون دور ماند.

داستان محرومیت

یکی از مفرح ترین دلایل این فهرست؛ شیک پوشی یا گران پوشی! خود سلوکی پوشیدن لباس های گرانقیمت و بیش از حد شیک را علت مرخصی اجباری اش در دوره ای می داند (این نکته در گفت و گو با همشهری جوان هم مطرح شد).



محمود بصیری

سرنوشت؛ بازمی گردد

جرقه فرعی این پرونده، بازیگر بانمک و طناز باسابقه سینما و تلویزیون که همیشه یکی از یاران جدانشدنی آثار مرضیه برومند بود، چند سالی می شود که در کار جدیدی بازی نکرده. ستاره نبودن بصیری باعث شد تا جای خالی او چندان به چشم نیاید تا اینکه در افطاری اخیر برخی از هنرمندان با رئیس جمهوری از علت عجیب این غیبت پرده برداری شد. بصیری سابقه حضور در کارهای مهمی در سینمای ایران را داشت: دادشاه، مادر، دستفروش، گل های داوودی.

داستانه محرومیت

شباهت! همین و تمام. تماس و اصرارهای ما برای مصاحبه با او تاثیری نداشت؛ ناراحت و دلخور بود و همه شایعه ها را تکذیب می کرد. به مصاحبه هم تن نمی داد. به قول احمد نجفی، شایعات هم همین را می گویند. به زودی بازخواهد گشت.


اکبر عبدی

سرنوشت؛ هست

عبدی از آن دسته انسان های غیرقابل مهار روزگار است؛ یک یاغی اصیل. شاید به همین خاطر بازیگر درجه یک و بالفطره ای هم هست. اساسا حضور همیشه مایه دردسر و اضطراب مدیران و مجریان بوده. همیشه رک و بی پرده حرف می زند و از زمین و زمان انتقاد می کند، چه هنگام گرفتن سیمرغ بلورین جشنواره فجر و چه موقع حضور در برنامه هفت.

داستان محرومیت

سیستم ضد ستاره سازی دهه 60 و اوایل دهه 70 شاید جرقه اصلی ممنوعیت اکبر عبدی بود. هر چند عبدی هم با تقاضای دستمزدهای آنچنانی بهانه خوبی دست مسوولان وقت داد تا برای مدعی عبدی را مهار کنند. بعدها شایعاتی هم مبنی بر حضور او در یک مهمانی پرحاشیه به گوش می رسید که هیچ گاه تایید نشد.



فامیل های کلاه قرمزی

سرنوشت؛ هستند

ایرج طهماسب، حمید جبلی و فاطمه معتمد آریا (به علاوه اکبر عبدی) سال های سال همکار بوده اند. در یک برهه و به یک دلیل از فعالیت در سینما و تلویزیون منع شدند و به همین دلیل اسم آنها را کنار هم آوردیم. این تیم در اوایل دهه 70 مدتی را به دور از عرصه تصویر سپری کردند.

داستان محرومیت

این جور دلایل هیچ گاه به صورت مشخص و واضع اعلام نمی شود اما همان سال ها شایعه ای بود مبنی بر حضور آنها در یک مهمانی غیرمتعارف و منتشر شدن این فیلم. نکته جالب اینجاست؛ بعضی از آن افرادی که به شدت مخالف حضور این تیم در عرصه بازیگری بودند و حسابی برای ممنوع از کار شدنشان تلاش ها کردند بعدها که به کارگردانی رسیدند از همین تیم برای فیلمشان بهره بردند و کک کسی هم نگزید!


گوهر خیراندیش

سرنوشت؛ هست

اتفاقاتی که چند سال پیش برای این بازیگر توانا افتاد هم حاشیه های بسیار زیادی به همراه داشت و خیراندیش را مدتی خانه نشین کرد. هر چند او بعد از مدتی بخشیده شد و دوباره به سینما و تلویزیون بازگشت.

داستان محرومیت

در جشنی فرهنگی سینمایی در یزد، خیراندیش هم یکی از جایزه دهندگان بود. در خلال این جشن یکی از برگزیدگان جوان برحسب تصادف از شاگردان مرحوم جمشید اسماعیل خانی (همسر فقید خیراندیش) از کار درمی آید و از سر احساسات و جوزدگی خوش و بش غیرمتعارفی با خیراندیش انجام می دهد. خوش و بشی که شریفی نیا بعدها آن را یک شوخی دانست!


سحر قریشی

سرنوشت؛ قرار بود نباشد؟

دقیقا معلوم نیست این شایعه – جز زبان خودش – از کجا آب می خورد، چون زمین و زمان را سحر قریشی برداشته است! او در حال حاضر هم فیلم روی اکران دارد وهم تکرار سریال دلنوازانش تا همین هفته پیش شب ها پخش می شد. جو زدگی یا بازارگرمی (آخر برای چه؟) ممکن است دلیل ادعای قریشی مبنی بر ممنوع از کار شدنش باشد.

داستان محرومیت

اگر شما می دانید، ما هم می دانیم! خود وی دلیل این امر را محبوبیت زودهنگام می داند و مدعی است برای رفع مشکلش پیش ضرغامی هم رفته. وی در نهایت مسببان این ممنوعیت را به خدا سپرد و به حضور پررنگش در سینما ادامه داد.


بهاره رهنما

نوشت؛ هست

در حالی که در اوج جوانی و در حوالی 18 سالگی می رفت تا با فیلم بسیار پرفروش افعی (ساخته زنده یاد اعلامی) ستاره شود، برای مدتی از حضور در سینما منع شد.

داستان محرومیت

همان داستان کذایی ضد ستاره سازی مدیریت سینمایی آن دوران. رهنما در مراسم اکران افعی در یکی از سینماهای تهران حسابی مورد استقبال تماشاگران واقع شد و مشغول خوش و بش با طرفداران و امضا دادن به آنها بود که مورد خشم مسوولان وقت قرار گرفت.



میترا حجار

سرنوشت؛ هست

حجار از نیمه دوم دهه 70 و با فیلم هایی مانند غریبانه، اعتراض، متولد، ماه مهر و سگ کشی اوج گرفت و تبدیل شد به یکی از ستارگان زن دوره خودش. ولی پس از مدتی ترک وطن کرد و برای ادامه تحصیل مدتی در آمریکا سکونت گزید.

داستان محرومیت

مشخصا دلیل خاصی برای غیبت یکی دو ساله او بعد از بازگشت از آمریکا ذکر نشد. شاید حضور برخلاف موازین او در یک پروژه سینمایی در آمریکا دلیل این غیبت کوتاه باشد. البته مسوولان سینمایی ممنوعیت تصویری او را تکذیب کردند و متولیان حراست وزارت ارشاد این مساله را تایید کردند. به هر حال حجار هم بعد از مدتی با سریال گمشده حتی به تلویزیون بازگشت.


ساعت خوشی ها

سرنوشت؛ هستند

یک تولید انقلابی در برنامه های طنز تلویزیونی از طرف تیمی به شدت جوان، خوش ذوق و خلاق مترادف شدبا موج بی سابقه ای از شهرت و محبوبیت. تمام مطبوعات دوران پر شد از تصاویر ستاره های ساعت خوش و عکس و پوسترهای ستارگانی چون: رضا عطاران، نصرالله رادش، مهران مدیری، داوود اسدی، سعید آقاخانی و دیگران. تمام دکه های مطبوعاتی و حتی بقالی ها را درنوردید اما این موج خیلی زود فروشنانده شد.

داستان محرومیت

بعد از گذشت نزدیک به دو دهه هنوز کسی دلیل محرومیت نسبتا طولانی ساعت خوشی ها را نمی داند. ظاهرا علت این محرومیت حتی به خود مشمولان آن هم اعلام نشد ولی کیست که نداند همان محبوبیت عجیب و بی سابقه و ستاره شدن یک شبه این جوان ها کار دستشان داد.


شیث رضایی

سرنوشت؛ نامعلوم

استاد مسلم هرگونه جنجال و حاشیه. فوتبال برای رضایی در درجه دوم اهمیت قرار داشت داشت و قبل از آن فقط حاشیه بود و حاشیه. حضور در تیم ملی و تیم پرطرفدار پرسپولیس هم باعث شد تا شیث همیشه مورد توجه توامان رسانه ها و مسوولان حراست فدراسیون فوتبال باشد.

داستان محرومیت

تا دلتان بخواهد، از اخلال در پرواز بگیرید تا حرکات شدید نامتعارف در بازی پرسپولیس با داماش و منتشر شدن فیلمی از فحاشی او به تماشاگران و ... رضایی فعلا حق حضور در تیم های لیگ برتری را ندارد، هر چند سازمان لیگی ها رسما این قضیه را اعلام نکرده اند.


علیرضا واحدی نیکبخت

سرنوشت؛ نامعلوم

بازیکن توانایی که دستی دستی خودش را سوزاند. فقط مهاجرت از استقلال به پرسپولیس کافی بود تا نیکی را تا آخر عمر ورزشی از نظر حاشیه تضمین کند اما واحدی جوان به این قضیه اکتفا نکرد و تمام دکمه های منجر به محرومیت را با هم فشار داد!

داستان محرومیت

تغییرات ظاهری ماه به ماهی که به مذاق کمیته انضباطی خوش نمی آمد. دیده شدن در قهوه خانه ها. پیوستن به اردوی تیم ملی در فرودگاه با ظاهر و حالتی بسیار عجیب و انواع و اقسام حاشیه های دیگر. نیکبخت هم بعد از عقد قرارداد با تیم گهر دورود متوجه شد نمی تواند در لیگ بتر بازی کند.



ف. ک ها!

سرنوشت؛ هست و نیست!

سه مربی مشهور فوتبال ایران که از قضا توانایی های فنی بسیار بالایی هم داشتند اما در کنار توانایی فنی از ایجاد حاشیه هم در امان نبودند. یکی از آنها جوان و تشنه شهرت بود و دوتای دیگر از استاد و شاگردهای قدیمی این فوتبال.

داستان محرومیت

دقیقا معلوم نیست. مصاحبه های حاشیه ساز، اتهام زد و بند و دلالی و سایر اتهامات این چنینی تایید نشده. چند فصلی هست که ف.ک ها اجازه مربیگری در لیگ برتر را ندارند.



مجتبی محرمی

سرنوشت؛ هست

سلطان بی چون و چرای حاشیه و یک یاغی اصیل. امثال شیث و نیکبخت آرزو دارند به گرد پای استاد برسند. این چپ پای توانا و درجه یک سال های دور تیم ملی و پرسپولیس هم مانند تعدادی از همدوره ای هایش قربانی سال های بی امکانات دهه 60 شد و به خودویرانگری پرداخت. حیف.

داستان محرومیت

ضرب و شتم داور، شیطنت در اردوهای تیم ملی در خارج از کشور، پاره ای از مسائل و مشکلات اخلاقی، ایجاد جنجال در زمین مسابقه، محرمی واقعا در همه این حیطه ها استاد بود!


مجاهد خذیراوی

سرنوشت؛ فراموشی

یک استعداد با تکنیک تمام عیار از خطه فوتبال خیز خوزستان. مجاهد در سن بسیار کمی چهره شد و به استقلال و تیم ملی رسید و به دلیل فقر فرهنگی به همان سرعت هم خودش را نابود کرد و فوتبالش عملا در سال 79 به پایان رسید. برخی از ستاره های فوتبال خوزستان با همتایان برزیلی شان قابل مقایسه اند؛ هم از نظر تکنیک و توانایی فنی و هم به لحاظ زندگی در فقر و رسیدن ناگهانی به شهرت و ثروت و نابودی.

داستان محرومیت

خواجه شیراز هم این شایعه را بارها شنیده است. حضور در منزل و مجلسی که قرار نبود اتفاقات خوشایند و متعارفی در آن بیفتد. صد البته خود مجاهد این جریانات را تکذیب کرد و توطئه بدخواهان در دزدیدن پاسپورت و بی انضباط جلوه دادن او نزد سرمربی وقت تیم ملی (بلاژویچ) را علت محو شدنش می داند.


دیگران

سرنوشت: ادامه دارد...

چهره های زیادی هستند که در همه این سال ها – به دلایل مختلف – دچار چالش شده اند؛ از ممنوع التصویرها بگیر تا محدودالتصویری! این ها باقی مانده از فهرست است که روی نیمکت ذخیره ها نشسته اند و البته بازار تایید و تکذیب ها برایشان ادامه دارد.

داستان محرومیت

محمدرضا گلزار: می شود مثنوی هفتاد من کاغذ ازبس که شایعه و تکذیب درباره اش پیدا می شود. خودما هم درباره اتفاقات پیرامون او پرونده مفصلی رفتیم و سوژه جلد ما شد. از سوژه شکایت یک فیلمساز گرفته تا طلب دستمزد زیادی بالا و حواشی مگوی دیگر. او در این حوزه، هنوز سوپراستار است.


کاظم احمدزاده: ظاهر موجه و اخلاق خوشش باعث شد تا مدت محرومیت او اصلا احساس نشود. ماجرا هم به یک اشتباه کوچک اقتصادی برمی گشت که او و همکار همیشگی اش را از آنتن محروم کرد. بعد از «آن» ماجرا بود که تمامی مجریان تلویزیونی را از هرگونه فعالیت اقتصادی منع کردند.

هانیه توسلی: سرتبلیغات فیلم «عصر روز دهم» این شایعه توسط مجتبی راعی مطرح شد: «در عراق بودم که آقای محمدی به من گفتند نتوانستیم برای پخش تیزر فیلم به نتیجه برسیم. ایشان به من گفتند که ظاهرا برای خانم توسلی مشکلی پیش آمده که گفته اند تصویرش را در تلویزیون نشان ندهید.» البته گویا مسئله ختم به خیر شد.

علی لهراسبی: ممنوع الصدایی سابقه ای به اندازه ممنوع التصویری دارد ولی در سال های اخیر بی اهمیت تر از آن است که پرداخته شود. علی لهراسبی اما به تازگی دوران کوتاه محرومیت را پشت سر گذاشته؛ او به دلیل همکاری با خواننده و آهنگسازی در ینگه دنیا، مدت کوتاهی ممنوع الصدا شدولی صدا و سیما بی خیال این محرومیت، تیتراژ خداحافظ بچه را به او سپرد و خوشبختانه؛ ستاره برگشت!

وحید یامین پور: به قول خودش «مشروط التصویر» است. در برهه زمانی خاص، با مناظره ها و آزادی عمل بی نظیر، ستاره بی چون و چرای تلویزیون لقب گرفت، برنامه اش با نام های مختلف روی بورس ماند و سروصدای عجیبی به راه انداخت ولی با همان سرعت، از روی صحنه کنار رفت. تفاوت او با دیگران این است که فقط خودش درباره این ممنوعیت (که هیچ وقت دلیلش علنی اعلام نشد) صحبت می کند و در مجامعی، شهرتش را حفظ کرده.

چند مجری دیگر: افرادی چون ژیلا صادقی، نیلوفر امینی فر، زهرا عاملی و ... دلایل مختلفی هم برای این محرومیت به گوش می رسد که نمی توان تاییدش کرد. اغلب آنها به زودی به قاب تلویزیون برمی گردند.

چهره های سیاسی: عده ای از چهرهای سیاسی یا مذهبی (مثل برخی مداحان مشهور) به فراخور زمان، ظاهرا در فهرست ممنوع ها قرار گرفته اند. البته لفظ «محدودالتصویر» از همین جا ریشه گرفت، چون گفته می شود که همه چیز با چند توصیه حل می شود.