
با روی کار آمدن پهلوی دوم بر اثر فشارهای بسیاری که از سوی مردم بود شاه مجبور شد چنین وانمود کند که میخواهد اموالی که پدرش غصب کرد بود را به مردم برگرداند، محمدرضا پهلوی در نخستین اقدامات خود برای جلوگیری از شدت یافتن اعتراضات و بنا بر برخی گزارشات به توصیة محمدعلی فروغی، در ام شهریور تمام املاک، مستغلات و کارخانجاتی را که از طریق پدرش به نام وی شده بود، به دولت وقت واگذار کرد تا به ظاهر در عمران و آبادانی کشور و امورخیریه صرف شود و همچنین اگر کسانی باشند که نسبت به این املاک، ادعای خسارت داشته باشند، پس از رسیدگی به شکایت آنها از محل همین املاک خسارت آنها بر طرف شود. امّا بعد از گذشت 7 سال، دولت لایحهای به مجلس فرستاد که براساس آن بسیاری از آن املاک و مستغلات به مالکیت محمدرضا پهلوی بازمی گشت. 
این لایحه در 20 تیر 1328 در یک مادّة واحده به این ترتیب تصویب شد که اموال مزبور به نام «موقوفة خاندان پهلوی » نامیده و عواید ناشی از این داراییها به ظاهر صرف امور خیریه شود. محمدرضا پهلوی در سال 1330 دستور تأسیس «سازمان املاک و مستغلات پهلوی » را جهت ادارة داراییهای مذکور صادر کرد. 
با توجه به آنچه گفته شد اعتراضات نسبت به شاه و خاندان سلطنتی بالا گرفت شاه برای اینکه این اعتراضات را بخواباند در سال 1337 شمسی «بنیاد پهلوی » را تأسیس کرد و بخشی از مایملک خود اعم از مهمانخانه ها، سهام کارخانه ها، شرکتها و بانکها را در اختیار این بنیاد قرار داد. این بنیاد جایگزین «سازمان املاک و مستغلات پهلوی » شد و در مهر 1340، شاه برای سرپوش گذاشتن بر اموال نا مشروع خود فرمان وقف دارایی بنیاد پهلوی به امور خیریه را صادر کرد. در صورتی که اکثر هیئت امنای آن خود شاه و در بار بودند. 
علاوه بر اینها، مبالغ هنگفتی از درآمد نفت، به صورت اعتبارات بانکی، در اختیار بنیاد پهلوی قرار میگرفت. در این حالت خاندان پهلوی نه تنها اموال قبلی خود را از دست نداد بلکه درآمدهای نفتی و... هم به آن اضافه شد 
گرچه اهداف این بنیاد به ظاهر خیرخواهانه و در جهت توسعة آموزش و پرورش، اعطای بورس تحصیلی و از این قبیل مطرح میشد اما خانواده پهلوی علاوه بر چپاول هدایا و وامهای بین المللی که برای این بنیاد گرفته میشد با داشتن 207 مؤسسة اقتصادی از قبیل شرکتهای ساختمانی، معدنی، کشاورزی، بیمه و بانک و هتلها و کازینوها (قمارخانه ها) و کابارهها و مراکز فساد، سلامت نظام اقتصادی را برهم میزد و زمینة انحطاط اجتماعی و اخلاقی را به وجود میآورد. 
علاوه بر آنچه از املاک بنیاد پهلوی گفته شد و قصرها و باغهایی که مستقیما به نام محمد رضا پهلوی و خاندان وی بود در آمده بود، شاه خارج از کشور نیز املاک بسیاری داشت که میتوان به گرانترين خانه و پارك در حومه لندن كه ملكه اليزابت دوم در آنجا متولد شد اشاره کرد همچنين گرانترين باغ و ساختمان در ناپل (ايتاليا) متعلق به او بود. 
این سند به مالکیت شاه و دربار بر اکثر اراضی گرگان که زمینهایی حاصلخیز هستند را نشان میدهد که طی این سند از اعتراضات مردمی بر تصرف این اراضی و اعلام آمادگی ژاندارمری برای مقابله با زارعان سخن به میان میآید. 
این سند دیگر زیر که از سوی سازمان املاک و مستغلات پهلوی صادر شده است نیز از واگذاری زمین به سپهبد ضرغام و سرلشگر خسرو پناه سخن میگوید که پرده از ماهیت اصلی این سازمان و خیریه نبودن آن بر میدارد. 
این سند هم به فروش قسمتی از زمینهای گرگان به ساکن فعلی آنها اشاره دارد. 
شاه در كاپري يك باغ بزرگ و ويلاي مجلل داشت. همچنين در ژنو قصر قديمي معروف به كاخ گل سرخ را خريده بود و قصر مجللي هم در سنت موريس داشت كه زمستانها را در آنجا مي گذراند به نحوی که سنت موريس سوييس در بين ديپلمات هاي خارجي به پايتخت زمستاني ايران معروف بود ! 
شاه در سال 1350 يك جزيره در اسپانيا به مبلغ 700 ميليون دلار خريداري كرد و در مركز جزيه يك ساختمان مدرن ساخت و اطراف آن را با ديوار هاي مرتفع به سبك قرون وسطي محصور كرد و بقيه اراضي را هم به قطعات چند هزار متري تقسيم و به سران نظامي و رجال سياسي فروخت. بق نوشته روزنامه «ديلي اكسپرس» چاپ لندن مورخ 28 مارس 1978 شاه يك ملك بزرگ هم در منطقه كوه هاي راكي آمريكا به قيمت يك ميليون پوند انگليس خريده بود. |