تغییر جدی رویکرد دفاعی و نظامی ایران در کلام رهبر انقلاب؛

رهبر انقلاب با رد گفته های رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر رفتن ایران در شعب ابیطالب (رویکرد دفاعی در قبال فشار خارجی) رویکرد نظام را تهاجمی تلقی کردند.. مصداق چاه بدر و قلعه خیبر امروز ...

مهدی خرم دل، بازتاب: مدتی پس از آنکه رئیس کل بانک مرکزی، چندی پیش شرایط کشور را بعد از تحریم های نفتی و بانکی با توجه به فشارهایی که می تواند به اقتصاد و سایر حوزه های کشور وارد نماید- به شعب ابی طالب تشبیه کرد، رهبر انقلاب روز گذشته در دیدار مردم قم به مناسب سالگرد واقعه 19، صراحتاً بحث شعب ابی طالب را رد کرده و با اشاره به بحث تحریم تاکید نمودند: «ما امروز در شرایط «شعب ابیطالب» نیستیم، در شرایط بدر و خیبر هستیم. ملت ما نشانه های پیروزی را به چشم دیده و به بسیاری از مراحل پیروزی با سرافرازی دست پیدا کرده است... .» اما این خطی مشی تاریخی به چه معنا است؟

پس از دورانی که حضرت محمد و نخستین پیروانشان تحت فشارهای سنگین مشرکان و به طور خاص قریشیان، روزهای سختی را برای تبلیغ علنی اسلام سپری می کردند، آهسته آهسته بزرگان بنی هاشم و بنی مطلب نیز به دین اسلام گرویدند، قریش دریافتند تلاشهاى آنان در محدود کردن رسول خدا(ص) ناموفق بوده و بدین سبب درصدد کشتن آن حضرت بر آمدند و اقدام به این کار تنها وقتى میسر بود که بنى هاشم و در رأس آنان، ابوطالب راضى به آن باشد زیرا در غیر این صورت، قریش گرفتار یک جنگ داخلى نامحدود می شد. این تصمیم پس از آن جدی تر شد که گروهی از تازه مسلمان به حبشه مهاجرت کرده و تحت حمایت نجاشی اقدام ایجاد پایگاهی خارج از دسترس کفار و مشرکان نمودند.


تصویری از شعب ابی طالب، محلی که میان دو کوه واقع شده است

بدین جهت، از ابوطالب خواستند تا دیه قتل پیامبر(ص) را دو برابر از آنان دریافت کرده و فردى غیر قریشى او را به قتل برساند تا مشکلى در داخل قریش به ‏وجود نیاید. ابوطالب به شدت با خواسته آنان مخالفت کرده و از«بنى عبدالمطلب» خواست تا داخل شعب خود شده و از جان رسول خدا(ص) دفاع کنند. به این ترتیب بنابر نظر ابوطالب به شعب رفتند تا هم جان پیامبر(ص) حفظ شود و یکپارچگى بنى عبد المطلب در دفاع از آن خاتم الانبیا بروز پیدا کند. در این وقت، قریشی ها تصمیم گرفتند تا پیوندهاى اقتصادى، خانوادگى، دوستى و رفت و شد خود را با آنان قطع کنند. 

در این باره پیمانى نیز نوشتند و عهد بستند تا هیچ گونه صلحى را از بنى هاشم نپذیرند و هیچ گونه رأفت و مراودتى با آنان نکنند مگر زمانى که آنان، حاضر شوند رسول خدا را به مشرکان تسلیم کنند تا او را بکشند. کسانى که داخل شعب بودند نمى ‏توانستند ما یحتاج خود را تهیه کنند زیرا هیچ کس حاضر به معامله با آنان نبود. در فضیلت هاشم بن عمرو آمده است که شبها،خوراکى بر شتر خویش مى‏نهاد و تا نزدیکى شعب رفته افسار شتر را از سرش در میآورد و به پهلوى او مى‏ زد تا به داخل شعب برود. مشکل«طعام» سبب شده بود تا حاضرین در شعب گرفتار گرسنگى شوند.


تصویر سمت چپ به خوبی محل بدر و خیبر و تصویر سمت راست شکل وقوع جنگ بدر را به تصویر درآورده است

بلاذرى و ابن سعد گویند: در مدت سه سالى که آنان در شعب بودند، از موسم حج تا موسم بعدى نمى‏توانستند از شعب خارج شوند. در گزارش بیهقى آمده است: هر نوع طعامى که از ناحیه مسافران در بازارهاى مکه عرضه مى‏شد آنان با سرعت هر چه تمامتر، آن را مى‏ خریدند تا مانع از رسیدن آن به دست بنى هاشم شوند تا آنکه بالاخره پیامبر خبر از خورده شدن پیمان دشمنانش توسط موریانه در کعبه داد و پیمان اینگونه از میان رفت.

پس از هجرت حضرت محمد (ص) به مدینه، قریشیان ؛‌اموال رهاشده مهاجرین مسلمان در مکه را مصادره کردند و این برای مهاجرینی که به مدینه آمده و هیچ با خود به همراه نداشتند، گران آمد . از این رو به همراه حمزه عموی پیامبر خدمت رسول اکرم (ص)‌رسیده و از ایشان اجازه خواستند تا اموالشان را از سران قریش پس بگیرند. این گونه بود که حضرت محمد (ص) اجازه حمله به کاروان‌های مشرکان و کفار که از شام به مکه و بالعکس در حرکت بود را صادر کردند و بدین ترتیب مسلمانان از رویکرد تدافعی در قبال فشارهای اقتصادی، وارد فاز تهاجمی شدند و این گونه بود که در سال دوم هجرت، قریش و برخی دیگر از اهالی مکه برای مقابله با این حملات، حین بازگشت یک کاروان از شام به مکه لشگری را به سمت قوای حضرت محمد(ص) گسیل کردند.


تصویری از دیوار یکی از قلعه های خیبر

البته این خبر به گوش کاروان کفار رسید و آنها با تغییر مسیر توانستند فرار کنند اما این اقدام مسلمانان به آنان سنگین آمد و قصد انتقام گیری کردند به خصوص که یاران حضرت محمد(ص) را که بین 300 الی 400 نفر بود، در برابر خود که لشگری نزدیک به 1000 نفر بود، ضعیف می دیدند به همین خاطر به مسلمانان حمله کردند. شیوه نظامی حضرت محمد این گونه بود که در عین حال که آغازکننده جنگ های بزرگ نبودند اما در صورتی که قرار بود دشمن جنگ بزرگی مقابلشان تدارک ببیند، با پیش بینی جنگ از طریق مخبران، ضربه اول را مسلمانان می زدند و البته شیوه جنگ چریکی و نامنظم با هدف زدن ضربات مستمر به کفار و مشرکان بود. 

در این جنگ نیز پس از آنکه مخبران از چاه های بدر خبر آوردند که لشگر مکه برای مقابله با مسلمانان که قصد حمله به کاروان تجاری کفار را داشتند در راه است، مسلمانان به فرمان حضرت محمد، بر چاه های بدر که نقطه ای استراتژیک در یک جنگ بیابانی بود مسلط شدند و در طول جنگ نیز با وعده حضرت رسول که تمام شهدای اولین غزوه مسلمانان به بهشت خواهند، مسلمان چنان جنگیدند که عمده کفار به رغم جمعیت چندین برابر کشته شده و چندده نفری نیز گریختند و این ضربه ای محکم به کفار و مایه تضعیف شدیدشان شد.



اما در بطن و اطراف شهر مدینه که مرکز حکمت رسول الله شده بود، نیز دشمنی هایی وجود داشت که حتی از قریش نیز غلیظ تر بود و آن هم رویکرد مقابله جویانه یهودیانی بود که به جز جنگ مستقیم با مسلمانان که رقیب خود می پنداشتند، برخلاف قریش دست به حرکات حلیه گرانه تخریبی تبلیغاتی نیز می زدند. بحث تغییر قبله از بیت المقدس به مکه بر اثر بهانه جویی همین یهودیان با وحی جبریل در هنگامه قرائت نماز توسط حضرت رسول رخ داد تا بهانه یهودیان مبنی بر اینکه این چه دین جدیدی است که بر قبله گاه ما سجده می کند، برطرف شود اما در نهایت درگیری های میان مسلمان و یهودیان رخ داد که منجر به گریز یهودیان به قلعه های خیبر شود.

با این حال، خطر حمله ناغافل یهودیان همچنان بیخ گوش مسلمان بود، چرا که در جنگ احزاب یهودیان نیز مشرکان را همراهی کردند و پس از آن بود که این احتمال می رفت یهودیان به خصوص پس از دعوت کسری و قیصر به اسلام، آلت دست این شاهان شده و ابزار آنها برای ضربه ای سخت به مسلمان شوند. این گونه بود که حضرت محمد این بار نیز در اقدامی پیشگیرانه، دستور حمله مسلمان به قلعه های خیبر را داد که پس از عدم توفیق ابوبکر و عمر در فتح این قلعه ها، حضرت علی (ع) در یک روز هر هفت قلعه را فتح کرد و پس از آن دیگر اثر چندانی از یهودیان باقی نماند.


شاهرگ های نفت دنیا و محل های لمس نبض نفت جهان، تنگه هرمز با 15 و نیم میلیون شبکه در روز، صدرنشین است

با این اوصاف، اگر قرار باشد این تمثیل ها به روز شود و مقصود رهبر انقلاب برای عموم ملموس تر شود، باید گفت، ایشان با رد کردن گفته های رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر رفتن ایران در شعب ابی طالب که رویکرد دفاعی در قبال فشار خارجی دشمنان را تداعی می کند، رویکرد نظام در قبال چنین فشار کمرشکنی را تهاجمی و همچون رویکرد حضرت رسول در مدینه تا زمان جنگ بدر تلقی کرد و به عبارت ساده تر اگر قرار باشد با تحریم نفتی و بانکی توسط جامعه بین الملل، مسیر عراق برای ایران در پیش گرفته شود، ایران تحمل نخواهد کرد و اجازه نخواهد داد تجارت عوامل چنین اقدامی در خلیج فارس که شاید حکم چاه بدر را داشته باشد، به راحتی صورت پذیرد حتی اگر هزینه جنگی مشابه جنگ بدر که مقابله جمعیت کم با جمعیت و سازوبرگ نظامی وسیع بود، رخ دهد.

در خصوص جنگ خیبر نیز آنچه برداشت می شود، پیغام روشن رهبری برای عوامل داخلی دشمن و یا اطرافیان ایران است که در لحظه آغاز جنگ علیه ایران، به کمک دشمن خواهند آمد و قطعاً صهیونیست‌ها به عنوان میراث داران همان یهودیان نیز از این قشر خواهند بود و عملاً چنین پیامی را دارد که با گروه‌های داخلی یا همسایه هایی که با دشمن ایران برای ضربه به ایران همراه شوند، برخوردی بهتر از دشمن نخواهد شد و با این حساب شاهد تغییر جدی رویکرد دفاعی و نظامی ایران در کلام رهبر انقلاب هستیم که البته با مانورهایی که توسط سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، نشانه این تغییر رویکرد کاملاً شفاف بود تا غربی ها دریابند عبور از خط قرمزی فریز اقتصادی کردن ایران، چه هزینه سنگینی می تواند برایشان به همراه داشته باشد.