هدیه خیام به دولتمردان ایران: کو؟ کو؟
به مناسبت روز خیام
دولتمردان مان را به یک رباعی عبرت انگیز از خیام دعوت می کنیم ؛ خاصه آنان که مقهور شیرینی قدرت و توهم جاودانگی اش شده اند و در این میان ، نه از دیروزشان یادی دارند و نه فردایی فارغ از قدرت برای خود متصورند.
عصرایران - امروز ، روز "خیام" است ، حکیمی که آوازه اش از مرزهای ایران فراتر رفته در عالمی را در نوردیده است.
هر چند که درباره خیام سخن فراوان است ، اما در این مختصر بی آنکه بخواهیم درباره خیام و زندگی و زمانه اش سخنی بگوییم ، دولتمردان مان را به یک رباعی عبرت انگیز از خیام دعوت می کنیم ؛ خاصه آنان که مقهور شیرینی قدرت و توهم جاودانگی اش شده اند و در این میان ، نه از دیروزشان یادی دارند و نه فردایی فارغ از قدرت برای خود متصورند. سخن ، کوتاه می کنیم و سخنِ کوتاه خیام را می شنویم:
آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو
بر درگه او شهان نهادندی رو
دیدم که بر کنگره اش فاخته ای
بنشسته همی گفت که : «کو کو٬ کو کو؟»
دولتمردان! روزی هم درباره شما و قدرت شما خواهند گفت: کو؟ کو؟ ؛ کما این که درباره گذشتگان ، امروز همین نوا را سر می دهیم: کو؟ کو؟
هر چند که درباره خیام سخن فراوان است ، اما در این مختصر بی آنکه بخواهیم درباره خیام و زندگی و زمانه اش سخنی بگوییم ، دولتمردان مان را به یک رباعی عبرت انگیز از خیام دعوت می کنیم ؛ خاصه آنان که مقهور شیرینی قدرت و توهم جاودانگی اش شده اند و در این میان ، نه از دیروزشان یادی دارند و نه فردایی فارغ از قدرت برای خود متصورند. سخن ، کوتاه می کنیم و سخنِ کوتاه خیام را می شنویم:
آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو
بر درگه او شهان نهادندی رو
دیدم که بر کنگره اش فاخته ای
بنشسته همی گفت که : «کو کو٬ کو کو؟»
دولتمردان! روزی هم درباره شما و قدرت شما خواهند گفت: کو؟ کو؟ ؛ کما این که درباره گذشتگان ، امروز همین نوا را سر می دهیم: کو؟ کو؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 2:40 توسط غلامرضانجفی سولاری
|
سلام