طنز و لطیفه...

به غضنفر ميگن سوره توحيد رو تفسیر کن ميگه: فکر کنم گفل (قفل) رو دادن به احد، احد داده به صمد، صمد برده نياورده، کفره احدو درآورده


غضنفر کارخونه سفیدآب سازی باز میکنن واسه اینکه فروششون زیاد بشه وسط سفیدآب ها مغز گردو میزارن


پلیس جلو ماشین غضنفر رو میگیره میگه : کارت ماشین ، بیمه و گواهینامه ! ترکه میگه چیکار کنم جمله بسازم؟


غضنفر ميميره بعد تو اون دنيا ازش ميپرسن چي شد مردي!! ميگه داشتم شير ميخوردم... ميگن شيرش فاسد بود؟ ميگه نه گاوه يهو نشست


از غضنفر می پرسن واحد کمتر از مثقال چیه؟ میگه چس مثقال


به غضنفر ميگن: آروغ چيه؟ ميگه: سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده اند


از حیف نون مي‌پرسن: تولدت چه روزيه؟ جواب ميده: 5 آذر.
مي‌پرسن: چه سالي؟ ميگه: هر سال!


دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می کنن. ریل راه آهن و می گیرن و راه می افتن طرف شهر.
اولی میپرسه: کی می رسیم به شهر؟
دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون میده
و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
می رن و می رن … تا اولیه خسته میشه. می گه: پس چرا نمی رسیم؟
دومیه برمی گرده و عقبو نگاه می کنه و می گه: فکر کنم ردش کردیم.

مرد: وقتى من مُردم، هيچ مرد دیگه ای مثل من پيدا نخواهى کرد.
زن: حالا چرا فکر مى کنى که بعد از تو بازم دنبال کسى «مثل تو» خواهم گشت!؟



يارو با زنش میرند پیش دندانپزشک و شروع میکنه به رجز خوانی که:
آقای دکتر بیخود وقتت رو با داروی بیحسی و مسکن تلف نکن، یکضرب دندان را بکش و کار را تمام کن.
دکتر میگه: ایول الله به شجاعت شما، کاش همه مریضا اینطوری بودن! خوب حالا کدام دندانه که درد میکنه؟
طرف به زنش میگه: عزیزم دندان خرابت را به آقای دکتر نشان بده!


حیف نون می خواسته نماز بخونه، میگه:
الحمدلله رب العالمین... خدایا! سرتو درد نمیارم... ولاالضالین


حیف نون می افته توی چاه، می گه خوب شد تهش سوراخ نبود!


به حیف نون می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه؟ میگه: کام هیر.
میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه؟ میگه: میرم اونجا میگم کام